تبليغاتX
تیه کال
 دل تنگ

 

دل آزرده ای تو نازنین، دلتنگ من

 

اشک حسرت ز تو باران غم از من

 

رفتی و گلایه میکنی بی انصاف

 

سوگ زنده در خزان کی کنم باور من

 

 

 

 

 

 

شمعي نيست، پروانه اي هم!

 

براي شمعداني خالي

 

چگونه مي شود قصه ي سوختن را گفت؟!

 

اين ثانيه ها ، اين ساعت ها، اين روزها هستند

 

که از جلوي چشمان من مي گذرند

 

و مرا به دست پاييز مي سپرند

 

اما تو نيستي، نمي آيي و من همسايه ي انتظارت شده ام...

 

 

 

 

|+| نگارش توسط مک در 86/08/20
 خانه خاموش دل

خیلی دلم میگره

اشعاری غمیگینی میخواهم

شعری که حرف منو بزنه

محبت و مهربانی تو

برای دل خاموش و گر گرفته

در انتظار است در این محبس

درها بازند و راهها بسیار

آدمها در راه روانند 

به راه خانه من یکی نیست

حرف منو تو یکیست فروغ

غزل های نوشته دل

برای  خاموشی من و تو ست

|+| نگارش توسط مک در 86/08/11  |
 شقایقم باش
 

خیلی سخته اما یک روز باید رفتنش را باور کرد

حالا باورم شده

برای خالی کردن دلم چی بگم

 

از چشم من افتادی نازنینم

دوستت ندارم دلم نمیخواد تو را ببینم

 

 آره تو میدانستی آمدنت با رفتنی همراه خواهد بود

من فکر میکردم آمدنت با وفا خواهی بود

حالا که بی وفا شدی

اینجوری به خودم تسکین میدم

 

من واسه اون کسی که دوست ندارم

نمی توانم شاخه گل بیارم

 

آره برو من دیگه بی خیالتم

 

 تو دیگه فرق کردی

 

اونی نبودی که میگفتی

 

من کسی رو میخوام که عاشق باشه

اول و آخرش شقایق باشه

 

حال خودم هستم و یک دنیا خاطره

اما خوب میدونم که هیچ وقت نمی بخشم

دلم را که ساده بود با تو

 

|+| نگارش توسط مک در 86/07/15  |
 عشق هستی من
 

  

دلشکسته ای میگفت عشق وجود ندارد

پرسیدم از نظر تو عشق چیست که عدم اون را باور کردی

 

گفت دوست داشتن چیزی یا کسی بطوری که به خاطر اون از خودت بگذری

 آن را از هر کی طلب کردم ندیدم

و هر کی از عشق گفت جز ریا نبود

 

گفتم عشق در جمع ریا کاران نیست و از آنها چیزی که ندارند طلب نکن

 

 

عشق يعني مستي و ديوانگي

 

عشق يعني با جهان بيگانگي

 

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 

عشق يعني سجده با چشمان تر

 

عشق يعني در جهان رسوا شدن

 

عشق يعني اشک حسرت ريختن

 

عشق يعني لحظه هاي التهاب

 

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

 

عشق يعني قطره و دريا شدن

 

عشق يعني ديده بر در دوختن

 

عشق يعني در فراقش سوختن

 

 

 

|+| نگارش توسط مک در 86/07/05  |
 نماز عشق

 

 

 

 

نگاه سبز عشق تو باز به بلوغ ميرسه

 

سر سجاده شكر وقت قنوت ميرسه

 

ميشه بازم وضو گرفت از بارش شوق چشات

 

توي هزار ركعت عشق به جاي مهر

 

 سجده كنم رو شونه هات

 

با عشق ميشه دريارو به آتيش كشيد

 

از قلب چاك چاك كوير خنده نيلوفر شنيد

 

روي لباي مرده ها حرم نفس رو ميشه ديد

 

پريد با لْ تا به خود خدا رسيد

 

از سرزمين خورشيد رزهاي آتشي رو چيد

 

با دم مسيحايي عشق راز بهارو ميشه ديد

 

 

 

|+| نگارش توسط مک در 86/06/23  |
 من آمدم

سلام به همه دوستان خوبی که معرفتشون را در غیاب من نشون دادند

و سایر دوستان که مشغله کاری باعث میشه تا بشون سر نزنی به یادت نمی افتاند

این گل قشنگ را به همتون تقدیم میکنم

دلم برای بعضی ها حسابی تنگ شده بود

این هم تقدم به اون که فکر نکنم بدونه...

حتما تلافی مدتی که نبودم میکنم

منتظر بودم آمدی

در انتظار نمی گذارمت

                                           

|+| نگارش توسط مک در 86/06/03  |
 تقلب شیرین

 

 

در نظام آموزشي ما نمره جايگاه ويژه اي دارد

و اصول ياد گيري را به خود شخص و امتحاني كه بايد پس بدهد قرار دادند

كشورهاي ديگه چه ميكنند يا چه روش هايي دارند مورد تحقيق من قرار نگرفتند

مثالي جالب توجه درس خارجه كه عموماً انگليسي است مي باشد.

دانش آموز ما تا مدرك دانشگاهي مياد بالا اما هنوز نمي تواند دو جمله انگليسي با كسي حرف بزند.

در صورتي كه در اكثر كشورهاي همجوار ما فليم هاي انگليسي را با زبان اصلي نگاه مي كنند.

اين مورد را خودم ديدم كه كارگر بنگلادشي انگليسي را بخوبي حرف ميزد.

ساير دورس هم همينجوري

امتحان بده نمره بگير كتاب را بيانداز دور.

آلماي عزيز در آخرين پستي كه داشت اشاره اي به تقلب كرده بود

من را هم به ياد خاطره اي انداخت كه براتون ميگم. البته همگي ديگه ميدانيم تقلب براي چيه.

و اشاره من در اول مطلب هم ارزش گذاري به ياد گيري بود

اينكه چه جوري مبشه شيوه را عوض كرد به كارشناسان فن برميگردد.

 

اما خاطره

در يكي از دروس دبيرستان امتحاني بين 4 كلاس برقرار گرديد

با اينكه من 20 گرفتم اما مثل اينكه خيلي سخت بود كه همه افتادن .

قرار شد بجز 4 نفر كه يكيشون هم من بودم از بقيه امتحان مجدد بگيرند.

بعد از چند روز و موقع شروع امتحان توي حياط مدرسه چهره گرفته و در هم يكي از بهترين دوستانم را كه خيلي هم بهش مديون بودم را ديدم

گفتم چي شده اينقدر گرفته اي؟

گفت هر چي ميخوانم چيزي نمي فهمم.

يك ساعت ديگه هم امتحانه!

گفتم اين كتاب و دفتر را بذار كنار كه ديگه فرصت اين حرف ها نيست.

گفت چي كنم؟

گفتم من بجاي تو امتحان ميدم.

خيلي خوشحال شد گفت اگر من امتحان بدهم كه نمره نميارم. اگر هم گير افتادي با تو كه كاري ندارند.

قبول كردم و رفتم سر جلسه امتحان!!!

معلم تا من و ديد گفت تو چرا آمدي اينجا؟

گفتم دوست دارم مجدد امتحان بدهم.

با چهره اي پر از سوال گفت باشه موردي نداره.

نشستم يكي نگاهي به سوالات كردم و تند تند جواب ها را نوشتم .

و منظر ماندم تا چند نفر بروند برگه ها شان را بدهند و من هم برگه امتحاني كه نام دوستم بر اون نوشتم را لاي برگه ها بگذرم.

همينكه چند نفر بلند شدند كه برگه را تحويل بدهند من هم برگه را تحويل دادم و بيرون آمدم.

وقتي نمره ها را اعلام كردند و دوست خوب من هم 20 گرفته بود از خوشحالي او خوشنود بودم .

 

 

ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد

 

ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت

 

ویرانه دل ماست که با هرنگه تو

 

صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت

 

 

 

 

می دونم چشمای تو مثل چشام مونده براه

 

بمیرم برای غمها توی اون چشم سیاه

 

دلمون گرفته مثل دمدمای هر غروب

 

دلمون داغه مثه هوای تبدار جنوب

 

اشکامون تو خلوتامون می چکن عاشقونه

 

چکنیم از رسم و آئین بد این زمونه

 

|+| نگارش توسط مک در 86/04/15  |
 ساحل فردای پاییز
 

من آخرين تلاش شب براي فردا شدنم

 

 يه بغض تردو ابريم درگير دريا شدنم

 

شونه اين ترانه ها پناه هق هق منه

 

كاش بدوني بدون تو دنيا به شكل ماتمه

 

عصراي پاييز ميدونن چقد بد حال و هوام

 

خوب ميدونن بدون تو خط ميكشم رو فرداهام

 

مثل شباي پاييزي پر شدم از نفسه عشق

 

تو قتل عام لحظه ها باز ميكشم نقشه چشم

 

با بارون تنگ غروب من هم ترانه ميشم

 

آواز هق هق سر ميدم پر از بهانه ميشم

 

تو كه تعبير بهاري واسه خواب رازقيها

 

تر كن از نم نم چشمات باز سراب عاشقيها

 

قد بكش ميون پاييز تا دل تنگ و صبورم

 

يخ غصه هامو آب كن له شده بي تو غرورم

 

 

 

 

 

گل قرمزبه خواست من براي تو

 

گل  رنگی خواسته تو به پای تو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نگارش توسط مک در 86/03/18  |
 گریه آتشین
 

 

اشكامو مينويسم روي سكوت لحظه ها

 

باز تو رو فرياد ميزنم تو غربت ثانيه ها

 

يادت شده نفس نفس غم پرسه تنها ييام

 

كاشكي به يادت بمونه كه تا ابد تو رو ميخوام

 

رفتي و برات شدم از همه غريبه تر

 

ديگه فايده اي نداشت هق هق و نگاه تر

 

 

به فكر گلدونا نباش كه اينجا بي تو سايه س

 

براي گريه هاي من هزار هزار بهانه س

 

خاطره ها رو مي پاشم روي آينه هاي عادت

 

تا هميشگي بمونه عطري از عشق و صداقت

 

كاشكي باز آبي ترين خنده شب مال تو باشه

 

گريه هاي آتشيم واسه ديدنت دعا شه

 

تن پوش لحظه هام بشه تا هميشه صداي تو

 

اوج ترانه هاي من غزل غزل چشماي تو

 

 

 

ميشه باز به تو رسيد با همين خيال شيرين

 

رد شد از قهر و گلايه پر كشيد از رو زمين

 

 

                         

|+| نگارش توسط مک در 86/02/20  |
 چی شده تنها نشستی
 

چی شده تنها نشستی

 مثل تو از همه دورم

واسه من زندگی سرده

نکنه تو هم غریبی

کاش می شد اشکاتو پاک کرد

بمیرم تو هم بریدی

چه تبسم قشنگی

وقتی به غمها بخندی

آخه ارزشی نداره

دل به این دنیا ببندی

نازنین دنیا همینه

اونکه خوب بود بدترینه

نکنه تنهات گذاشته

آخره عشقها همینه

میدونی چقدر عزیزه

قطره سپید شبنم

مثل اون اشکای نازت

رو تن گلهای مریم

نازنین خدا بزرگه

غم واز خودت جدا کن

کاشکي يه قاصدک بياد

منو از اينجا ببره

اينجا کوير عطشه

منو به دريا ببره

کاشکي که دستاي منو

يکي تو دستاش بگيره

کسي که غصه هاي من

پيش نگاهش بميره

کاشکي کسي بره سفر

دل منو خبر کنه

دل خراب و تنگمو

آماده سفر کنه

 

                                 

|+| نگارش توسط مک در 86/01/22  |
 سلام بر گل ها
 

   آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت

 در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

 خواست تنهايي ما را به رخ ما بكشد

 تنه ای بر در اين خانه تنها زد و رفت

        ********

مثل اين است كمي دلگيرم

گاه و بيگاه دلم مي گيرد

 راه سختي است رسيدن تا او من

از اين راه دلم مي گيرد

 دست من نيست كه پر بارانم

 خواه ناخواه دلم مي گيرد

        ********

 غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا امد

 خار خنديد و به گل گفت : سلام

 و جوابي نشنيد خار رنجيد ولي هيچ نگفت

 ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود

 دستي بي رحمي آمد نزديک

گل سراسيمه ز وحشت افسرد

 ليک آن خار در آن دست خزيد

 و گل از مرگ رهيد

 صبح فردا که رسيد

خار با شبنمي از خواب پريد

 گل صميمانه به او گفت : سلام

|+| نگارش توسط مک در 86/01/09  |
 عید همتون مبارک در سال 1386

 

 

هفت سين عبارت است از

سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی .

اول خريد لباس عيد

دوم خانه تکانی يا رفت و روب

سوم سفره و ساعت تحويل سال

چهارم ديد و بازديد و گرفتن عیدی (اگر عیدی بدهی بد نیست.)

آخرش هم سيزده بدر

تا سال دیگر.


 

|+| نگارش توسط مک در 86/01/01
 به مناسبت پایان سال 1385
 

یه روزی قدرمو میدونی که دیره

روزی که کسی سراغت نمگیره

یه روزی می دونی من کی و چی بودم

یه روزی که از نبودنم غصت می گیره

باشه خوبم از کنارت ساده می رم

با وجودی که می دونم بی تو می میرم

به خدا قدرمو می دونی یه روزی

روزی که از تو جدا میشه مسیرم

 

 

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ...

همه جا بوی بهار میاید

فکر کنم دلیل عمدهاش تعطیلات باشه

من هم از این فرصت تعطیلی استفاده میکنم و یک مسئله با جایزه

براتون میزارم به ده نفر که تا یک هفته دیگه پاسخ درست بدهند

 

ده سکه طلا نیم بهار آزادی

 

  جایزه میدم

 

مسئله

سه دوست باتفاق قصد خرید ملکی را داشتند

هر نفر 2 دانگ از زمین

به بنگاه مراجعه میکنند

بنگاه دار مبلغ زمین را 300 هزار تومان تعیین نمود

دوستان هر کدام 100هزار تومان پرداخت نمودند

صاحب ملک متوجه میشود و به بنگاه دار می گوید ارزش زمین 250هزار تومان هست.

( چه مالک خوبی!)

باید 50هزار تومان را برگردانی

بنگاه دار پس از کسر 20هزار تومان هزینه بنگاه داری به هر نفر 10هزار تومان برمیگرداند . 

 اما سوال مسئله

90=10-100  هر نفر نود هزار تومان

پس پرداختی هر نفر 90 هزار تومان میشود

270=3*90 هزار توامان جمع پرداختی دوستان

20هزارتومان هم که بنگاه دار برداشته بود

میشود 290=20+270 هزار تومان

پس 10 هزار تومان دیگر کجاست؟

 

 

ديشب نشستم از جفايت گريه کردم

نزد خدا با صد شکايت گريه کردم

سخت است اگر بي شانه هايت گريه کردن

ديشب به ياد شانه هايت گريه کردم

من آشنا با غربت و بغض نگاهت

هرگز ندانستي برايت گريه کردم

 

 

مي رسد روزي که فرياد وفا را سر کني

مي رسد روزي که احساس مرا باور کني

مي رسد روزي که نادم باشي از رفتار خود

خاطرات رفته ام را مو به مو از برکني

مي رسد روزي که تنها ماند از من يادگار

نامه هاي کهنه اي را که به اشکت تر کني

مي رسد روزي که صبرت سر شود

در پاي من آن زمان احساس امروز مرا باور کني

 

خدايا من اگر بد کنم، تو را بنده هاي خوب فراوان است...!

اما اگرتو مدارا نکني مرا خداي ديگر کجاست...؟

در پایان این سال از خدا می خواهم که هدایت گر راه درست

راهی که خودش دوست داره ما بریم باشه.

 

 

|+| نگارش توسط مک در 85/12/26  |
 فلیم 300 نمایشی از يوناني هاي خوش تيپ، ايراني هاي وحشي !
 

هرکسي کو دور ماند از اصل خويش  باز جويد روزگار وصل خويش

 

از روز ۱۸ اسفند فیلمی به نام ۳۰۰ در کشورهای غربی به نمایش درآمد که با

 اغراقهاي فراوان و دور از واقع تهيه شده است.

در این فیلم که بر اثر روایت تاریخی ساخته شده لشکر عظیم ایرانی را ناتوان

وحشی و غارتگر معرفی کرده است

با مشاهده‌ي تصاوير و تبليغهاي فيلم، لشگر مهاجم را قبائلي بربر و آدمخوار

فرض مي‌كنيد (یعنی ایرانیان)

 

 دقت کنید با هنرمندی عدد 300 را مثل zoo يعني باغ وحش نوشته اند

 

 

اصل اين ماجرا و دفاع سيصد و اندي نفره‌ي اسپارتي در برابر لشكر عظيم

خشايارشاه به واقع اتفاق افتاده است؛ اگرچه نبايد دور از نظر داشت كه

 راويان اين ماجرا، همگي مورخان و شاعران و نويسندگان يوناني بوده‌اند.

در توضيح اين فيلم در ياهو مي خوانيد که اين نبرد سرآغاز دموکراسي در

 جهان بوده است!

اين تحقير، توهين و حتي تهديد بزرگي است بر ضد ايران و فرهنگ ايراني.

به نظر شما بايد ساکت نشست يا اعتراض کرد؟ من فکر مي کنم بهترين کار

اين نيست که مانند قبل تنها طومار امضا کنيم و منتظر بمانيم تا از ما اعاده

 حيثيت شود. فکر مي کنم بايد در وبلاگ هايمان به زبان هاي مختلف

 درباره اش بنويسيم و چهره اي درخور ايران ترسيم کنيم

 

پاسخ به: توهين به ايرانيان در فيلم 300

یکی از بهترین راهها برای مقابله با این فیلم اینه :

به فیلم ۳۰۰ در سایت سینمایی معتبر IMDB رای منفی دهید

به نظر من بهترین کار اینه که کاری کنیم که افراد کمتری فیلم را

تماشا کنند. یکی از روشها این است که در سایت IMDB به این

 فیلم رای بسیار پایینی بدهیم تا rating کلی این فیلم افت کند.

این سایت بسیار معتبر است و خیلی از مردم به rating فیلمها در

 این سایت نگاه می کنند. پس به این سایت بروید و اگر account

ندارید بسازید و به این فیلم رای پایینی (رای 1) بدهید.

 ممنون

آیا این نگاه متضاد که ما داریم و همیشه دیگران را برتر از خود

می دانیم دلیل بر پوچ بودن ما نیست؟چرا ما نباید با افتخار خود را

 یک ایرانی پر افتخار بنامیم؟ آیا ما نخستین تمدن جهان نبودیم؟

 

براي دیدن قسمتهایی از فلیم به این آدرس برید

چند بار مراجعه کنید تا قسمتهای دیگر از فیلم را هم ببیند

 

 300themovie.warnerbros.com


این متن را نیز برای دوستان خود نیز بفرستید تا آن را امضا کنند.


Subject: Please join

My dear friends

As some of you may have heard, recently the Warner Bros. Pictures has made a movie about the famous battle of Thermopylae between Persians and Greeks at 480 B.C called 300. In this movie the Persians were pictured as some monstrous savages and animals. My friends have created a petition against this unethical action. Please join us to sing it and forward it to all people you know as well. You can find the petition online at

به آدرس زیر رفته و نظریه خود را بدهید 

 

http://www.petitiononline.com/wpci96c/petition.html

|+| نگارش توسط مک در 85/12/22  |
 انتظار صدای آشنا

 

توی اون برف سرد زمستون وقتی خواستم بگم دوستت دارم

 

برف تمام شد و سرما یخبندان حرف يخ زده منو ناتمام گذاشت

 

و تو هرگز نه ازکلامم و نه از وجودم نهفمیدی که چقدر دوستت دارم.

 

میگن اگه عاشق شدی دردی جانسوز برای خودت میاری

 

 و باید تحمله دردش را هم داشته باشی.

 

 

 

دلتنگيها مچالن ميون اين قافيه ها

 

انگاري خيس و شب زدن تموم اين ثانيه ها

 

 لحظه ها لخت و عريون زير شلاقهاي سرد

 

روزا تن کبود و زخمي مثل تيکه ابر پاره

 

پشت دريچه چشام سد به خون نشسته

 

هديه تو تو دستام ياسهاي خشک و خسته

 

نفرين به هر چي عشقه لعنت به اين جدايي

 

نميرسه به گوشم صداي آشنايي

 

دلم که خيلي تنگه چه تردو بي حوصله س

 

نگاهي که ميلغزه خالي و بي عاطفه س

 

هق هقا مرهم نيستن دلتنگيهارو انگار

 

نميدونم کي ميرسه روز قشنگ ديدار

 

کاشکي بشه نفسهات سهم دل بي نفس

 

بازم حسار شه دستات بسازه دورم قفس

 

نفرين به هر چي عشقه لعنت به اين جدايي

 

کي ميرسه به گوشم صداي آشنايي

 

 

       

|+| نگارش توسط مک در 85/12/19  |
 زیدان به ایران میاید
 

هر چند مدتی از این برخورد میگذرد اما بمناسبت آمدن زیدان به ایران عکسهای

 حرکت تاریخی ایشان را توی وبلاگ گذاشتم.

در مورد ضربه سر زیدان بحث های زیادی شد.

آیا باید این عمل را انجام میداد؟

کاری درستی بود.؟

زیدان با اون بازی بسیار زیبایی که در رئال مادرید و یوونتوس و تیم ملی داشت بازیکن

 با اخلاقی بود هیچ گاه بازیکن خشنی نبوده و حتی به داور هم اعتراض نمیکرد. پس

 این حرکت درآخرین بازیش چی بود؟

ابتدا یک کنتاک کوچک بینشان بود که ماتراتزی چیزی خطاب به زیدان گفت بعد زیدان

 ایستاد، برگشت و با سر به سینه ماتراتزی کوبید و او را نقش زمین کرد.

ماتراتزی چی گفته بود که این بازیکن مسلمان تبعه فرانسه اینچنین برآشفت؟

هر چند که زیدان از حرکتی که انجام داده بود از مردم عذر خواهی نمود.

 اما ماتراتزی ضربه ای خورد که دیگه فراموش نمیکند .

 

|+| نگارش توسط مک در 85/12/14  |
 آرزوی من
|+| نگارش توسط مک در 85/12/07
 سوز آه من

 

اگه آهم برسه به آسمون قيامت ميکنم

 

از تو و اين عشق شکايت ميکنم

 

التماسش ميکنم جدايي رو پاک بکنه از عاشقي

 

واسه اين لطف الهی لايزال و من عبادت ميکنم

 

ميگيرم دامنشو با گريه زاري

 

از لحظه هاي انتظار من براش کلي حکايت ميکنم

 

به خدا ميگه يه عمريه عاشقتم

 

واسه دوس داشتن تو حس شجاعت ميکنم

 

به دعا دخيل ميبندم به ضریح درگاهش

 

تو رو ميخوامو دارم بازم جسارت ميکنم

 

ميسوزه از آه من پروبال فرشته ها

 

واسه سوختنم از اين آه دمادم با فرشته هام رقابت ميکنم

 

ميدونم که دوس داري خيلي خدا رو

 

از همينه به خدا هر دم عبادت ميکنم

 

 

            

                     

|+| نگارش توسط مک در 85/12/07  |
 چشم خطا کار یا خطای چشم
 

باید باور کرد که چشم حق است! ...؟

با دیدن این تصاویر خطای چشمان هم ثابت شد

حالا به چه جیزی یقیقن کنیم؟

 کج بودن خطوط

طرز قرار گرفتن مکعب ها

 موجی که از یک شکل ثابت به نظر میرسد

فیل و پاهایش

 کدام قد بلند تره؟

هنر نقاش

 

 

|+| نگارش توسط مک در 85/11/27  |
 به پاسارگاد و تاریخ ایران یاری رسانید! [کوروش شاه هخامنشی] (بر گرفته از وبلاگhttp://www.frommybroken
 

اين حرف های نگران کننده دوست خوبم مريم است درخواستی بجا داشت من هم اجابت کردم.

سلام خوبی
یه لطفی کن شما اگه میشه اخرین پست وبلاگ منو کامل کپی کن تو وبلاگت و با همان عنوان اپ شو و به دوستاتم بگو این کارو انجام بدن دارن میراث فر هنگی مونو نابود می کنن اگه یه چیزه قابل افتخار داریم همینه در حفظش شما هم همکاری کن و حتما میل رو بزن( به پاسارگارد و تاریخ ایران یاری رسانید)

کورش بزرگ می‌گوید: ای آن‌که بر خاک من می‌گذری بدان و آگاه باش که پای بر خاک کسی نهاده‌ایی که در تمام زندگی نگاهبان نیکی بوده و جز به اندیشه و گفتار و کردار نیک با کسی رفتار نکرده. بدان شهریاری من موجب آزار هیچ انسان بی‌گناهی نشده. بدان که سرزمین پارس بسیار گسترده بوده و در تمام این گستره هیچ‌کس توان زورگویی بر ناتوانی را نداشته. بدان که ارتش من ، ارتش رهایی‌بخش همه‌انسان‌های ستمدیده بوده و من بدون چشمداشت به تاج و تخت و دارایی آنها همواره یار و پشتیبانشان بودم. پس به پاس نیکویی‌های من این یک وجب خاک را بر من ببخش.
ایرانی ؛ مغول‌ها و تازیان و همه‌ی قبایل بیابانگرد ویرانگر که بر این سرزمین اهورایی تاختند به پاس نیکی این مرد بزرگ بر آرامگاه او گزندی نرساندند اما افسوس که تمام تلاش‌ها برای جلوگیری از آبگیری سد سیوند در داخل و خارج ایران بی‌نتیجه مانده و شمارش معکوس برای آبگیری سد سیوند و نابودی همیشگی آرامگاه کسی که تا ابد افتخار بشریت است ، آغاز شده ، اگر نمی‌خواهید آیندگان ما را به بی‌لیاقتی یاد کنند ، اگر نمی‌خواهید این لکه‌ی ننگ که ساخت یک سد اینگونه بخش بزرگی از یادگارها و تمدن هخامنشی را به آب داد تا جاودان بر دامن نسل ما بماند ، کاری کن : نمی‌گویم حاشیه‌‌ی امن خود را به‌خطر بیانداز نمی‌گویم همچون نیاکان دلیر و غیرتمند خود جان بر سر باور خویش فدا کن... تنها یونسکو می‌تواند به سکوت شگفت‌آور خود پایان دهد و پاسارگاد را که جزو میراث بشریت به ثبت رسیده نجات دهد. چند دقیقه وقت بگذار و به پایگاه‌های یونسکو ، که در زیر نشانی پست الکترونیک آن‌ها آمده ، متن انگلیسی را ایمیل کن. بگذار تا بدانند خون رستم و گودرز و سیاوش و گیو هنوز در رگ‌های ما جاری‌ست . بگذار تا باور کنند که آریوبرزن‌ها وبابک‌ها هنوز در این سرزمین زنده‌اند...

لطفا فقط چند دقیقه از وقت تان را به پاسارگاد دهید و این جمله ی ساده و کوتاه را به موسسات زیر بفرستید!

Please save Pasargad The city and mausoleum of Cyrus the Great

 Please dedicate a few minutes of your time to pasargad And send this simple and short sentence to the following organizations Please save Pasargad The city and mausoleum of Cyrus the Great

یونسکو (فرانسه) fax : 33-1-45 68 55 70 E-mail: wh-info@unesco.org UN
سازمان ملل متحد (نیویورک): Fax +1-212 963 8712 Email: ngls@un.org
ژنو: Fax 41-22-917-0432 ngls@unctad.org Email

سازمان های میراث جهانی در شهرها یا کشورهای نزدیک به شما:

نروژ: fax: 47-24-14-01-01 E-mail: nwhf@nwhf.no
آلمان: F.: + 49-89-30765102 E-Mail: info@welterbestiftung.de
کانادا : fax : 1-418-692 5558 E-mail : secretariat@ovpm.org
انگلستان: fax : 44-1223-277 136 E-mail : info@unep-wcmc.org

سازمان های حقوق بشر در شهرها و کشورهای نزدیک به شما:

شیکاگو: Fax: 312-572-2454 chicago@hrw.org
نیویورک: Fax: 1-(212) 736-1300 hrwnyc@hrw.org
واشنگتن: Fax:1-(202) 612-4333 hrwdc@hrw.org
لس آنجلس : Fax: (310) 477-4622 hrwlasb@hrw.org
سانفرانسیسکو: Fax: 415.362.3255 hrwsf@hrw.org
انگلستان: Fax: 44 20 7713 1800 hrwuk@hrw.org
بلژیک: Fax: 32 (2) 732-0471 hrwbe@hrw.org
ژنو: Fax: +41 22 738 17 91 hrwgva@hrw.org
برلین -آلمان: Fax. +49-(0)30-259306-29 berlin@hrw.org
کانادا: Tel: 416.322.8448 Fax: 416.322.3246 toronto@hrw.org

لطفا روی لینک ایران و زرتشت کلیک کنید  برای حمایت از پاسارگارد

http://www.amordad.net/

لطفا این پست را در وبلاگ خود کپی کنید و شما هم در این امر قدمی بردارید میل هم یادتون نره.

                  **********

|+| نگارش توسط مک در 85/11/22  |
 
 
بالا

JavaScript Codes JavaScript Codes -------- حرکت متن از بالا به پایین -------
[-::ahyneh-mak::-]

other links

down

stop

up

-------- حرکت متن -------- --------- بالا و پایین رفتن متن مورد نظر --------

------------ متن با افکت -------- ---------- آهنگ -------