یه روزی قدرمو میدونی که دیره
روزی که کسی سراغت نمگیره
یه روزی می دونی من کی و چی بودم
یه روزی که از نبودنم غصت می گیره
باشه خوبم از کنارت ساده می رم
با وجودی که می دونم بی تو می میرم
به خدا قدرمو می دونی یه روزی
روزی که از تو جدا میشه مسیرم


خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ...
همه جا بوی بهار میاید
فکر کنم دلیل عمدهاش تعطیلات باشه
من هم از این فرصت تعطیلی استفاده میکنم و یک مسئله با جایزه
براتون میزارم به ده نفر که تا یک هفته دیگه پاسخ درست بدهند
ده سکه طلا نیم بهار آزادی
جایزه میدم
مسئله
سه دوست باتفاق قصد خرید ملکی را داشتند
هر نفر 2 دانگ از زمین
به بنگاه مراجعه میکنند
بنگاه دار مبلغ زمین را 300 هزار تومان تعیین نمود
دوستان هر کدام 100هزار تومان پرداخت نمودند
صاحب ملک متوجه میشود و به بنگاه دار می گوید ارزش زمین 250هزار تومان هست.
( چه مالک خوبی!)
باید 50هزار تومان را برگردانی
بنگاه دار پس از کسر 20هزار تومان هزینه بنگاه داری به هر نفر 10هزار تومان برمیگرداند .
اما سوال مسئله
90=10-100 هر نفر نود هزار تومان
پس پرداختی هر نفر 90 هزار تومان میشود
270=3*90 هزار توامان جمع پرداختی دوستان
20هزارتومان هم که بنگاه دار برداشته بود
میشود 290=20+270 هزار تومان
پس 10 هزار تومان دیگر کجاست؟


ديشب نشستم از جفايت گريه کردم
نزد خدا با صد شکايت گريه کردم
سخت است اگر بي شانه هايت گريه کردن
ديشب به ياد شانه هايت گريه کردم
من آشنا با غربت و بغض نگاهت
هرگز ندانستي برايت گريه کردم


مي رسد روزي که فرياد وفا را سر کني
مي رسد روزي که احساس مرا باور کني
مي رسد روزي که نادم باشي از رفتار خود
خاطرات رفته ام را مو به مو از برکني
مي رسد روزي که تنها ماند از من يادگار
نامه هاي کهنه اي را که به اشکت تر کني
مي رسد روزي که صبرت سر شود
در پاي من آن زمان احساس امروز مرا باور کني


خدايا من اگر بد کنم، تو را بنده هاي خوب فراوان است...!
اما اگرتو مدارا نکني مرا خداي ديگر کجاست...؟
در پایان این سال از خدا می خواهم که هدایت گر راه درست
راهی که خودش دوست داره ما بریم باشه.




